كلاس اول ابتدايي

شانه هایت را ستون محکمی دیدم درین خانه پدر 
تو پناه امن من هستی جانانه پدر
دست تو در دست من خونی به رگهای من است 
میرود  اندوه از دل تا که میخندی پدر 
بوسه ات شیرین تر از شهد و عسل 
خنده ات آرامش روح و روان است ای پدر 
بودی و. قدرت ندانستم نمیدانم چرا 
بی تو محزون گشتم و سر در گریبانم پدر 
تو صبور بودی چو ایوب پند حاتم گفته ای 
گنج قارونم تو و یاد تو ارام جانست ای پدر 
بوسه بر پیشانی ات را آرزومند آسمان 
ابر دلتنگی برون شد باز ازین خانه پدر 
پیرو عین جوانی بی پدر گشته چرا 
یاد تو بامن همیشه هست جانا ای پدر

(علی کارگر)

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 15:53  توسط مرتضي دهقاني  | 

فکر می کردم قهرمان ها چهار شانه و ورزشکارند...
فکر می کردم قهرمان باید با هیولا بجنگد...
اما روزی پیرمردی را دیدم...
نه چهار شانه بود و نه ورزشکار
نه جرات مقابله با هیولا داشت و نه توانش را
اما قلبی بزرگ و قامتی برافراشته داشت...
او قهرمان بود...
او نامی به عظمت اسم پدر داشت

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 15:48  توسط مرتضي دهقاني  | 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 22:27  توسط مرتضي دهقاني  | 

روزی زنی نزد نادر شاه رفت و روسری خود را بر سر نادر انداخت و نادر پرسید این چه کاریست. زن پاسخ داد لچکم بر سرت باد .تو ولیعهد این سرزمین باشی وعربها به من تجاوز کنند .این را گفت و رفت.از ان روز نادر آنقدر از عربها قتل عام کرد که عربها به قصد عذر خواهی پیش نادر رفتند وگفتند دست از قتل عام آنان بردارد نادر گفت شرطی دارم آن هم این است که مردانتان روسری بر سر کنند ومانند زنان در کوچه بازار راه بروند . 
چند سال از زمان نادر گذشته اما هنوز روسری دارند

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 22:19  توسط مرتضي دهقاني  | 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 21:8  توسط مرتضي دهقاني  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 23:46  توسط مرتضي دهقاني  | 

مدتهاســــــت که فقط مجازی زندگی می کنیم ...
مجازی می خندیـــــــم ...
مجازی شـــــــــــادیم ... 
مجازی همدیگـــــــر را دلداری میدهیـــم ....
اما در دنیای واقعی از دیگران فاصله می گیریم ،
و روز به روز خودمون رو تنهاتر می بینیم ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 16:16  توسط مرتضي دهقاني  | 

بزغاله ای 
روی پشت بام بود 
و به شیری که از پایین عبور
می کرد ناسزا گفت.
شیر گفت : 
این تو نیستی که به من ناسزا
می گوید ، 
بلکه این جایگاه توست
که به من ناسزا می گوید.

بله بعضی ها از خود هیچ ندارند و هیچند و به پشتوانه دیگران یا به دلیل موقعیتشان جرأت اظهار نظر دارند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 23:17  توسط مرتضي دهقاني  | 

کاسپارف معروف، در بازی شطرنج به یک آماتور باخت ، همه تعجب کردند و علت باخت را جویا شدند و او اینگونه عنوان کرد،‌ در بازی با او نمیدانستم که آماتور است ،برای این با هر حرکت او دنبال نقشه ای که در سر داشت میگشتم، گاهی به خیال خود نقشه اش را خوانده و حرکت بعدی را پیش بینی میکردم، اما در کمال تعجب حرکت ساده دیگری میدیدم، تمرکز میکردم که شاید نقشه جدیدش را کشف کنم،آنقدر در پی حرکت های او بودم و دنبال رو مسیر او شدم،که مهره های خودم را گم کردم،بعد که به سادگی مات شدم فهمیدم حرکت های او از سر مهارت نداشتن بود و فقط مهره ها را حرکت میداد و من از لذت بازی غافل شدم چون به دنبال نقشه ای بودم که وجود نداشت، بازی را باختم اما درس بزرگ تری یاد گرفتم که تمام حرکت ها از سر حیله نیست ، آنقدر فریب دیده ایم و نقشه کشیده ایم که صادقانه حرکت کردن را باور نداریم به دنبال نقشه هایش میگردیم،انجاست که مسیر را گم میکنیم، میبازیم ....

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 23:57  توسط مرتضي دهقاني  | 

بطحائی با بیان این که طرح رتبه بندی معلمان فرصت بسیار ارزشمندی برای این قشر است، افزود: شاخص‌هایی که در این طرح اعمال می‌شود همان وظایفی بوده که معلمان در حال انجام آن هستند و این در حالیست که بیش از ۹۰ درصد معلمان، شامل رتبه یک این طرح شده و حداقل بین یک میلیون و ۸۰۰ تا دو میلیون ریال به حقوق آنان افزوده می‌شود.

به گزارش ایسنا، بطحائی در نشست با معاونان و مسئولان پشتیبانی آموزش و پرورش استان، با تاکید بر این که معلمان در طرح رتبه‌بندی باید صبوری کنند، گفت: رتبه‌بندی که اکنون در ذهن معلمان است و آن را نقد می‌کنند، طرحی نیست که در دستور تصویب قرار دارد.

بطحائی با اشاره به برگزاری جلساتی طی این هفته به‌منظور تصویب طرح رتبه‌بندی معلمان ادامه داد: همه معلمانی که حداقل شش سال سابقه دارند، شامل طرح رتبه‌بندی خواهند شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ساعت 15:6  توسط مرتضي دهقاني  | 

زن و دختر جوانی پیرمردی خسته و افسرده را کشان کشان نزد شیوانا آوردند و در حالی که با نفرت به پیرمرد خیره شده بودند از شیوانا خواستند تا سوالی را از جانب آن ها از پیرمرد بپرسد !

شیوانا در حالی که سعی می کرد خشم و ناراحتی خود را از رفتار زشت دختر و زن با پیرمرد پنهان کند ، از زن قضیه را پرسید . زن گفت : " این مرد همسر من و پدر این دختر است .

او بسیار زحمت کش است و برای تامین معاش ما به هر کاری دست می زند . از بس شب و روز کار می کند دستانی پینه بسته و سر و صورتی زخمی و پشتی خمیده و قیافه ای نه چندان دلپسند پیدا کرده است . وقتی در بازار همراه ما راه می رود ما در هیکل و هیبت او هیچ چیزی برای افتخار کردن پیدا نمی کنیم و سعی می کنیم با فاصله از او حرکت کنیم . ای استاد بزرگ از طرف ما از این پیرمرد بپرسید ما به چه چیز او به عنوان پدر و همسر افتخار کنیم و چرا باید او را تحمل کنیم !؟ "

شیوانا نفسی عمیق کشید و دوباره از زن و دختر پرسید : " این مرد اگر شکل و شمایلش چگونه بود شما به او افتخار می کردید !؟ "

دخترک با خنده گفت : " من دوست دارم پدرم قوی هیکل و خوش تیپ و خوش لباس باشد و سر و صورتی تمیز و جذاب داشته باشد و با بهترین لباس و زیباترین اسب و درشکه مرا در بازار همراهی کند . "

زن نیز گفت : " من هم دوست داشتم همسرم جوان و سالم و تندرست و ثروتمند و با نفوذ باشد و هر چه از اموال دنیا بخواهم را در اختیار من قرار دهد . نه مثل این پیرمرد فرتوت و از کار افتاده فقط به اندازه بخور و نمیر برای ما درآمد بیاورد !؟ به راستی این مرد کدام از این شرایط را دارد تا مایه افتخار ما شود ؟ ای استاد از او بپرسید ما به چه چیز او افتخار کنیم !؟ "

شیوانا آهی کشید و به سوی پیرمرد رفت و دستی به شانه اش زد و به او گفت : " آهای پیرمرد خسته و افسرده ! اگر من جای تو بودم به این دختر بی ادب و مادر گستاخش می گفتم که اگر مردی جوان و قوی هیکل و خوش هیبت و توانگر بودم ، دیگر سراغ شما آدم های بی ادب و زشت طینت نمی آمدم و همنشین اشخاصی می شدم که در شان و مرتبه آن موقعیت من بودند !؟ "

پیرمرد نگاه سنگینش را از روی زمین بلند کرد و در چشمان شفاف شیوانا خیره شد و با صدایی آکنده از بغض گفت : " اگر این حرف را بزنم دلشان می شکند و ناراحت می شوند !! مرا از گفتن این جواب معاف دار و بگذار با سکوت خودم زخم زبان ها را به جان بخرم و شاهد ناراحتی آنها نباشم ! "

پیرمرد این را گفت و از شیوانا و زن و دخترش جدا شد و به سمت منزل حرکت کرد .

شیوانا آهی کشید و رو به زن و دختر کرد و گفت : " آنچه باید به آن افتخار کنید همین مهر و محبت این مرد است که با وجود همه زخم زبان ها و دشنام ها لب به سکوت بسته تا مبادا غبار غم و اندوه بر چهره شما بنشیند . "

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ساعت 13:57  توسط مرتضي دهقاني  | 

طی قرن معاصر، بی حرمتی های بسیاری از سوی حکومت عربستان بر ضد زوار شیعه ی ایرانی ، روا داشته شده ، از هتک حرکت و تحقیر گرفته تا محکومیت به مرگ ، و البته این آخری که قلم از تکرار مجدد آن شرم می کند.

حادثه:

ابوطالب یزدی در سن ۲۲ سالگی در سال 1322 خورشیدی همراه همسرش در مراسم حج شرکت کرد.

وی پس از انجام عمره تمتّع، پس از وقوف در عرفات و مشعر و منا وارد مسجدالحرام شده و مشغول طواف می‌شود. وی در این هنگام دچار استفراغ شد و برای آلوده نشدن زمین آن در دامان احرام خود ریخت، مراقبت کرد تا روی زمین نریزد. اشتباه او این بوده که در این حال از کعبه فاصله نمی گیرد و با حمل این مواد به طواف ادامه می دهد. عده‌ای از حجّاج که برخی از آنها مصری بودند وقتی ابوطالب را با آن حال مشاهده می‌کنند، با این تصور که وی به قصد آلوده کردن مسجدالحرام نجاست به همراه خود آورده است، به وی حمله کرده و کتک سختی به او می‌زنند که به ناچار دامن احرام از دست او رها می‌شود و قی روی زمینِ حرم می‌ریزد. پس از آن شرطه‌های حرم وی را دستگیر کرده به همراه برخی دیگر از طواف کنندگان، در دادگاه حاضر و علیه وی شهادت می‌دهند که او قصد آلوده کردن حرم و کعبه را داشته است. بسیاری از حجاج ایرانی و عراقی و دیگران شهادت دادند که وی در نتیجه بیماری و گرمای هوا حالت استفراغ به وی دست داده بود. ولی قاضی حکم اعدام او را صادر کرد.

حادثه در روز ۱۲ ذیحجه رخ داده بود و وی در روز ۱۴ ذیحجه گردن زده شد.

واکنش‌ها:

پس از رسیدن خبر قتل ابوطالب، موجی از خشم و ناراحتی و اعتراض در میان شیعیان جهان به وجود می‌آید.آیت‌الله سیدابوالحسن اصفهانی که در کربلا مقیم بود واکنش شدید به حادثه نشان داد. اهالی نجف و کربلا اعتراضشان را با حادثه اعلام داشتند. در ایران عزای عمومی اعلام و در اکثر شهرها مجالس ختم برگزار گردید. دو خواهر وی در مدّت کوتاهی در اثر اندوه حادثه جان خود را از دست دادند.

در پی این حادثه، براثر فشار بی امان مراحع عظام تقلید، رابطه دیپلماتیک ایران و عربستان سعودی قطع گردید و به مدت چهار سال ایران از اعزام حجاج به مکه خودداری نمود.

تجلی سبزواری در آن دوران در مثنوی بلندی به نام "طالب نامه" خطاب به سعودی ها چنین سرود:

ای رئیس دولت نجد و حجاز / ای ندانسته حقیقت از مجاز / شرط مهمانداری و رسم صفا / قاعده احسان و آئین وفا / در عرب گردن زدن یا کشتن است / در میان خاک و خون آغشتن است؟/ بر شما طالب مگر مهمان نبود / زائر آن کعبة ایمان نبود؟ / شیعه بود، اما بدین کافر نبود / منکر قرآن و پیغمبر نبود / تدخلن المسجد ان شاء آمنین / نیست این آیت ز قرآن مبین؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 15:24  توسط مرتضي دهقاني  | 



تلویزیون جمهوری اسلامی گفته:

{ 65هزار نفر} امسال رفتن به حج!!!!!!!
نفری {یازده میلیون تومن}.
میشه{ 715 میلیارد تومن}.
اگه دلار رو{ 3هزار تومن} حساب کنیم میشه {239میلیارد دلار} .
جالبه نه ؟!
پولی که اونجا خرج میکنن
به کنار.....سوغاتی به کنار......حج تمتع به کنار

صرفا جهت اطلاع «جهالت کاری کرد که پیرزن ایرانی گاو خود را بفروشد که به مکه مشرف شود
تا عرب از شتر به لامبورگینی و از چادر به برج برسد...
ومردم ما سعادت را دو دستی به اعراب تقدیم کنند که شاید سعادت خود را در دنیای دیگری بیابند!
ایا میدانید خدا کجاست ؟
خدا در قلب کودکی است که در همسایگی حاجی از فقر ناله میکند و حاجی در بین عرب ها به دنبال خدا میگردد!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 15:13  توسط مرتضي دهقاني  | 

تصادف - جملات زیبا www.atrekhoda.ir

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 13:39  توسط مرتضي دهقاني  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۴ساعت 21:12  توسط مرتضي دهقاني  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۴ساعت 20:58  توسط مرتضي دهقاني  | 

پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله و سلم) فرمودند:

«صله رحم کنید گرچه به سلام باشد.»

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت 23:26  توسط مرتضي دهقاني  | 

اخیرأ طرحی تحت عنوان رتبه بندی معلمان به تصویب هیأت محترم وزیران رسیده است، که طبق اظهارات مسئولین ارشد وزارت محترم آموزش و پرورش، بن مایه و هدف اصلی از اجرایی ساختن آن، واداشتن و سوق دادن معلمین عزیز و زحمتکش به سمت انجام کار پژوهشی و تحقیقی در حوزه ی مرتبط شغلی، جهت پویایی بیشتر و ارتقاء کیفیت و افزایش بهره وری در امر مقدس تعلیم و تعلم می باشد.

مخلص کلام در این ارتباط ، اینکه طبق اظهارات این مسئولین عزیز، همانا معلم تر کردن معلمان هدف اصلی این طرح می باشد. که البته ناگفته نماند که به نظر می رسد تصویب آن نیز تا حدودی از پی درخواست های مکرر فرهنگیان محترم از چندی قبل، مبنی بر افزایش حقوق و مزایای دریافتی شان، جهت افزایش قدرت خرید و برابری در مقابل نواسانات ناشی از جهش دائمی و رو به جلو تورم باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۴ساعت 21:14  توسط مرتضي دهقاني  | 

هیچوقت وارد گذشتـــه هیــــــچ آدمی نشو

و زیــــر و روش نکـــــن، حتی عزیزتـــــرینت!

زیباتـــــرین باغچه را هم که بیل بزنـــی

حداقل یـــه کرم تـــوش پیدا میکنی

 

ویکتور هوگو 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۴ساعت 20:55  توسط مرتضي دهقاني  | 


در تاریخ آمده است، به رسم قدیم روزی شاه عباس کبیر در اصفهان به خدمت عالم زمانه شیخ بهائی رسید. پس از سلام و احوال پرسی از شیخ پرسید: در برخورد با افراد اجتماع اصالت ذاتی آنها بهتر است یا تربیت خانوادگی شان؟
شیخ گفتهرچه نظر شما باشد همانست ولی به نظر من "اصالت" ارجح است.
و شاه بر خلاف او گفت: شک نکنید که "تربیت" مهم تر است!
بحث میان آن دو بالا گرفت و هیچ یک نتوانستند یکدیگر را قانع کنند بناچار شاه برای اثبات حقانیت خود او را به کاخ دعوت کرد تا حرفش را به کرسی نشاند.
فردای آن روز هنگام غروب شیخ به کاخ رسید بعد از تشریفات اولیه وقت شام فرا رسید سفره ای بلند پهن کردند ولی چون چراغ و برقی نبود مهمانخانه سخت تاریک بود در این لحظه پادشاه دستی به کف زد و با اشاره او چهار گربه شمع به دست حاضر شدند و آنجا را روشن کردند!
درهنگام شام، شاه دستی پشت شیخ زد و گفت دیدی گفتم تربیت از اصالت مهمتر است ما این گربه های نااهل را اهل و رام کردیم که این نتیجه اهمیت تربیت است.
شیخ در عین اینکه هاج و واج مانده بود گفت: من فقط به یک شرط حرف شما را می پذیرم و آن اینکه فردا هم گربه ها مثل امروز چنین کنند!!!
شاه که از حرف شیخ سخت تعجب کرده بود گفت: این چه حرفیست فردا هم مثل امروز و امروز هم مثل دیروز!!! کار آنها اکتسابی است که با تربیت و ممارست و تمرین زیاد انجام می شود...
ولی شیخ دست بردار نبود که نبود تا جایی که شاه عباس را مجبور کرد تا این کار را فردا تکرار کند.
لذا شیخ فکورانه به خانه رفت. او وقتی از کاخ برگشت بی درنگ دست به کار شد، چهار جوراب برداشت و چهار موش در آن نهاد. فردا او باز طبق قرار قبلی به کاخ رفت. تشریفات همان و سفره همان و گربه های بازیگر همان.
شاه که مغرورانه تکرار مراسم دیروز را تاکیدی بر صحت حرفهایش میدید زیر لب برای شیخ رجز میخواند که در این زمان شیخ موشها را رها کرد. در آن هنگام، هنگامه ای به پا شد یک گربه به شرق و دیگری به غرب، آن یکی شمال و این یکی جنوب...
و این بار شیخ دستی بر پشت شاه زد و گفتشهریارا! یادت باشد اصالت گربه موش گرفتن است گرچه تربیت هم بسیار مهم است ولی اصالت مهم تر!
یادت باشد با تربیت میتوان گربه اهلی را رام و آرام کرد ولی هرگاه گربه موش را دید به اصل و اصالت خود برمیگردد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۴ساعت 21:28  توسط مرتضي دهقاني  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۴ساعت 23:6  توسط مرتضي دهقاني  | 

مشکلات معیشتی معلمان، مربوط به این روزها نیست و کلافی است که چندین سال است به هم پیچیده و دولت‌ها در کسب رضایت معلمان و ارتقای وضعیت معیشتی آنها به توفیقات قابل توجهی دست پیدا نکرده‌اند.

 هرچند موضوع پرداخت حقوق و اعتبارات این وزارتخانه همواره مورد اعتراض مسئولانش بوده و گفته می‌شود ۹۹ درصد از اعتبار آموزش و پرورش صرف پرداخت حقوق پرسنل می‌شود و یک درصد باقی مانده کفاف امور پرورشی، فرهنگی، تربیت بدنی و ... دانش آموزان را نمی‌کند، اما فرهنگیان و کارشناسان آموزشی معتقدند با وجود این، اختلاف حقوق معلمان در ایران نه تنها با سطح حقوق معلمان کشورهای دیگر در سطح جهان تفاوت فاحش دارد، بلکه با حقوق و مزایای پرسنل سایر وزارتخانه‌ها نیز برابری نمی‌کند.

سال گذشته معاون پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش به ایسنا اعلام کرد که میانگین حقوق معلمان یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان است که همین موضوع نیز اعتراضات بسیاری به همراه داشت و برخی معلمان  اعلام کردند که با سابقه کاری قابل توجه هنوز حقوقشان به یک میلیون تومان هم نمی‌رسد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۴ساعت 23:45  توسط مرتضي دهقاني  | 

چاره سیز، خسته لرین، دردینه درمان آنادی 
دفتر عشق و وفا، مشقینه پایان آنادی 
سینه سی دشت بلا، آتش بحراندا یانار 
سارالان یازگولی تک، تشنه باران آنادی 
هر بلا درده دوزر، شرط محبتده اوزی 
گر مصیبت داغ اولا، صبریده طوفان آنادی 
عشق پروانه سی تک، شمع ائولاده گئنه 
یاندیران بال و پرین، عاشق گریان آنادی 
آی دئسون اوخشاری وار، اولدوزاچوخ بنزری وار 
گونی خجلتده قویان، دُرّ بدخشان آنادی 
اوکی هر صبحه کیمی، یاتمادی غمنن گئجه لر 
سنه لای لای اوخیان، بلبل نالان آنادی 
شاهلیقن شیوه سی وار، مَسندی مین لشگری وار 
تاج و تختسیز جاهانا، سرور وسالار آنادی.
تقدیم بوتون انالارا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۴ساعت 16:39  توسط مرتضي دهقاني  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 21:29  توسط مرتضي دهقاني  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 14:31  توسط مرتضي دهقاني  | 

من کوروش را ندیدم 
من نــــــادر را ندیدم 
امیر کبیر ؛ مصدق ؛ رضا خان را هم ندیدم . 
ولی خرسندم در زمان مردی زندگی میکنم که گفت و عمل کرد .
مردی که امید را ارمغان داد به ملتش . 
به تو میبالم ای مرد .
درود برشما

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 23:39  توسط مرتضي دهقاني  | 

سال‌های نه چندان دور، حل مشکلات معیشتی معلمان را به تصویب قانون مدیریت خدمات کشوری حواله می‌دادند. این قانون پس از کش‌وقوس‌های فراوان وتاخیر های طولانی، بالاخره تصویب شد. طرحی که ارائه‌دهندگانش (دولت) ادعا می‌کردند مجلس طرح ما را تغییرات اساسی داده است تصویب‌کنندگانش (مجلس) می‌گفتند ده‌ها هزار ساعت برای چکش‌خواری طرح کار، کارشناسی انجام داده‌ایم.

این طرح مصوب و اجرا شد ولی نه‌تنها تغییری در وضعیت معلمان ایجاد نشد بلکه فرهنگیان از بعضی پرداخت‌ها نیز، محروم شدند. بعضی وزارت خانه‌ها نهادها و شرکت‌ها نیز به‌تدریج خود را از شمول طرح خارج کردند و ملانصرالدین ماند و لحافش! امروز تاریخ به‌نوعی در حال تکرار شدن است. وعده‌ی حل مشکلات معلمین با اجرای طرح رتبه‌بندی! این طرح در تاریخ ۲۶/۳/۹۲ در واپسین روزهای دولت دهم به تصویب هیئت دولت رسید و قرار شد در طی سه سال اجرا شود. با روی کار آمدن دولت یازدهم، زمزمه ارسال طرح به مجلس شنیده شد و سرانجام کلیات طرح در اوایل سال ۹۳ به مجلس ارسال شد که فوریت طرح توسط نمایندگان رد شد. سرانجام قرار است  این طرح دوباره در مجلس مطرح شود. طرح مصوب دولت دهم البته از دیدگاه معلمان اشکالاتی دارد که اگر این طرح به این صورت تصویب شود به نظر می‌رسد رافع مشکلات معیشتی معلمان نخواهد بود و به سرنوشت طرح مدیریت خدمات کشوری مبتلا خواهد شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 14:26  توسط مرتضي دهقاني  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 23:25  توسط مرتضي دهقاني  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 15:19  توسط مرتضي دهقاني  | 

علی اصغر فانی از صدور احکام رتبه بندی معلمان از اول مهر خبر داد و افزود: براساس این طرح معلمان به رتبه های پایه ارشد ، خبره و عالی تقسیم می شوند و در صدد افزایش مهارت های حرفه ای خود برمی آیند.

به گزارش واحد مرکزی خبر،وی گفت: شاخص های رتبه بندی معلمان را تا شهریور مشخص می کنیم و به تصویب دولت خواهیم رساند.

فانی افزود: برای اجرای زودتر طرح رتبه بندی معلمان این طرح را در دولت تصویب کردیم اما در صورت اصرار مجلس شورای اسلامی برای قانونی شدن این طرح دولت این آمادگی را دارد که طرح را برای تصویب به مجلس ارائه کند.

فانی به جذب نیرو در این وزارتخانه نیز در سال ۹۴ اشاره کرد و گفت: قول استخدام ۵ هزار نیرو در آموزش و پرورش را از طریق ماده ۲۸ اساسنامه دانشگاه فرهنگیان از سازمان مدیریت و برنامه ریزی گرفته ایم و به زودی آزمون استخدامی برگزار خواهیم کرد و اولویت استخدام با مربیان پیش دبستانی خواهد بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 14:59  توسط مرتضي دهقاني  |